سوداسودا، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 15 روز سن داره

eshgham,sevda

عسل مامان در شهریور 93

سلام عشق مامان نمی دونی چقدر ناز نازی شدی عزیزم کلی شیرین زبونی می کنی . بعضی اوقات مامان رو بغل می کنی و می گی آخ جون آخ جون. دلم روزها خیلی خیلی تنگ می شه. یاسینا رو هم خیلی خیلی دوست داری و هر روز کلی باهاش بازی می کنی. برات چند تا عکس از عروسی پسر دایی مامان ( مسعودآقا ) می زارم.               ...
31 شهريور 1393

آتلیه به مناسبت دومین تولد دخمل نازم

یک هفته قبل از تولدت دختر نازم ، 7 شب وقت آتلیه گرفتم که به مناسبت تولدت چندتا عکس بگیرم که متاسفانه شما قبل از رفتن به قدری گریه کردی که کنسل کردم و کلا نرفتیم .روز تولدت از آتلیه روناک تماس گرفتن که به مناسبت تولد دخترتون 20 درصد تخفیف بهتون می دیم. مامان هم از خدا خواسته برای پنج شنبه وقت گرفت. من و شما و خاله الهام جون به همراه حسین کوچولو پنج شنبه رفتیم آتلیه و 6 تا عکس قشنگ ازتون گرفتیم و کلی شما و حسین کوچولو گریه کردین و بقدری خسته شده بودیم که موقع انتخاب عکس خوابتون برد.آتلیه هم به مناسبت تولدت یک کیک کوچولو هم به شما هدیه داد. تا چند هفته دیگه عکسهات آماده می شه و برات می زارم عزیزم.  
22 شهريور 1393

اولین آرایشگاه

سلام دخمل ناز من اولین بار 12 شهریور ماه 93 برای اصلاح موهات با خاله سمانه جون ساعت 8 شب رفتیم ارایشگاه و موهای ناز شما رو با کلی گریه و اذیت کوتاه کردیم. خیلی خیلی اذیت کردی و کلی موی بلند هنوز داری که نگذاشتی کوتاهشون کنیم ولی در کل خیلی ناز شدی و موی کوتاه بهت خیلی خیلی میاد دخمل ناز نازی من. دست خاله سمانه جون درد نکنه که توی خیلی از اولینهای شما مثل حمام رفتن ، سوراخ کردن گوش و مو کوتاه کردن کنار مامانی بود. انشالله بزرگ می شی و جبران می کنی عزیز دلم.  
22 شهريور 1393

تولدت مبارک

قشنگ ترین صدای زندگی ، تپش قلب توست با شکوه ترین روز دنیا ، تولد توست پس برای من بمان و بدان که عاشقانه دوستت دارم عزیز دل مامان چه زود دوسال گذشت  و دختر کوچولوی مامان الان برای خودش خانومی شده و دائم در حال کنجکاوی و فضولی کردن هست. بعد از یک روز سخت فقط لبخند تویه که تمام خستگی رو از تنم در میاره فرشته کوچولوی مامان. نمی دونی که چقدر زیاد دوست دارم و امیدوارم که همیشه صحیح و سالم در کنار من وبابایی جون احساس ارامش کنی و هر سال من شاهد بزرگ شدن و موفق شدنت باشم.  
16 شهريور 1393

تولد سودا نازم 93/06/13

سلام عزیز مامان تولدت مبارک دختر خوشگلم. یک سال بزرگتر شیرین تر و نازتر شدی دختر نازنینم. برات یه تولد کوچولو گرفتم. متاسفانه دوربین خوب نداشتم و با گوشی خاله الهام و دوربین زن عمو برات چند تا عکس گرفتم. هنوز فرصت نکردم از کادوهات عکس بگیرم. مامان زری، خاله الهام، خاله سمانه و زندایی ریحانه خیلی خیلی تو مهمونی به مامانی کمک کردن و خیلی خیلی ازشون ممنونم. البته علی جون هم در باد کردن 114 تا بادبادکی که بابا برات خریده بود خیلی مامانی رو کمک کرد.     اینم عکس کیک دخمل نازم که اونجوری که مامان می خواست نشد ولی قشنگ شده .     فرشته کوچولوی من که خیلی هم حوصله نداره و کلاهش رو هم روی سرش نمی ز...
15 شهريور 1393

تدارکات تولد

سلام عشق مامان ببخشید که مامان حسابی چند هفته است که درگیر هست. هفته پیش مامان خیلی خیلی مریض بود. الان خیلی خیلی بهترم و دارم تدارکات تولد شما رو فراهم می کنم. اگه خدا بخواد یه تولد خوب برات می گیرم عزیزم امروز اگه بشه میبرمت اتلیه و عکس تولد ازت می گیرم خوشگل مامان.
8 شهريور 1393
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به eshgham,sevda می باشد